Her رو ببینید

دیدن یه فیلم خوب توی یه روز تعطیل می‌تونه حال آدم رو خوب کنه. مدتی بود میخواستم فیلم Her رو ببینم که بالاخره بعد از اینکه از خوابیدن‌های پیاپی خسته شدم دیدمش! راستش وقتی فیلم تموم شد دوس داشتم دوباره از اول نگاش کنم ولی چون باز هم خوابم میومد بیخیال شدم ولی شدیدا منو به فکر فرو برد!

داستان فیلم توی یه آینده‌ی نامعلوم اتفاق میفته، همه مردم با یه هندزفری که مثل سمعک توی گوششونه مدام در حال حرف زدن هستند، به جای تایپ کردن حرف میزنن و اون مطلب تایپ میشه، بازی‌های کامپیوتری کاملاً فناوری سه بُعدی داره و با حرکات بدن انجام می‌گیره...

نقش اول فیلم بعد از یه دوره شکست عشقی و عاطفی یه سیستم عامل هوشمند میخره که جذابیت این سیستم عامل به حدیه که عاشقش میشه و به جای تجربه کردن یه عشق حقیقی، به صدای اون دختر توی سیستم دل می‌بنده، وابسته میشه و عشق میورزه....

خب این از کلیت ماجرا، اما حرف من اینه که با وجود پیشرفتهای تکنولوژی توی اون دوره‌ی زمانی که کوچکترین کارهای انسان رو رباتها و سیستم‌عامل‌ها انجام میدن باز هم مشکل تنهایی انسان حل نشده و یه معضل بزرگه که توی زندگی همه مشاهده میشه. هرشخصی توی زندگیش به کسی نیاز داره که به زندگیش روح تازه ببخشه و اون رو به عنوان عشق برگزیده‌ش انتخاب کنه.

عدم درک متقابل، تنهایی، خودخواهی توی ابراز عشق، فرار از بار سنگین عشق ورزیدن و خیلی چیزای دیگه عامل اصلی تنهایی‌های انسانه. شاید بعضی از تنهابودنشون لذت ببرن اما خوشایند بودنِ تنهایی یه حس زودگذره، شاید چند سال این حس خوب دووم داشته باشه اما بالاخره آدم رو از پا درمیاره.

وابستگی به دنیای مجازی، نشان از حس انزواطلبی ماست، اونجوری که دوس داریم توی دنیای حقیقی دیده بشیم رو داریم توی دنیای مجازی تجربه می‌کنیم که این خودش درد بزرگیه. حس دیده شدن توی همه‌ی ما هست ولی وابستگی شدید به این دنیای خیالی که هیچ ثباتی هم نداره خیلی بده و اگه یه مدت غایب باشی از ذهن همه فراموش میشی.

انسان یه موجود اجتماعی توی دنیای واقعیه و تنهایی سخت‌ترین بخش زندگی هر آدمه...

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دارچین

تنهایی ، درد شاید درمان ناپذیر، شاید قانون هستی است که تنها زندگی کنیم.

سيمين

ولی علاجش واقعا آتشه [لبخند] نه, اتفاقا خاطرات خیلی خوبی ازش دارم.

شکیبا

داغ دلم تازه شد.بعد از مدتها با ذوق و شوق رفتم فیلم بخرم و دیدم این فیلم همونیه که دنبالش بودم.خریدم آوردم خونه دیدم فقط تبلیغاشو اجرا میکنه[گریه] بردم پسش دادم گفت دیگه کپیشو نداره[گریه] شاید یه روز دیگه برم سراغش[لبخند]

پیرامید

من هنوز ندیدمش... ولی تعریفش رو زیاد شنیدم... امیدوارم وقت پیدا کنم و بتونم ببینمش...

زری ورپریده

فیلم قابل تاملی بود. اما منو غمگین کرد. تنهایی خوب است در حد اعتدال. در واقع بودن با دیگران باحفظ لحظات خلوت با خود, شاید بهترین حالت باشد.

مسافریادگیرنده

قشنگ نوشتی.

فاطمه

امیدوارم همیشه موفق باشین

سوفیا

اشاره جالبی داشتین. من این فیلم رو ندیدم اما از نوشته شما فهیدم که باید حتما ببینمش. جالبه که ما در خود فضای مجازی, ازین فضا انتقاد هم می کنیم. من معتقدم همونطور که توانایی حرف زدن و هر اختراع بشری بر مسیر تکامل انسان تاثیر گذاشته این فضای مجازی نیز در نسل های بعدی انسان نیز تاثیراتی خواهد گذاشت که من امیدوارم مثبت باشه. شما به رمان صد سال تنهایی مارکز اشاره کردین اگر بار هستی کوندرا هم نظر داشته باشید متوجه میشید که این وضعیت تنهایی انسان یک موضوع اگزیستانسالیستی و تحمیلی ست. هیچ جمعی قادر به ازبین بردن تنهایی انسان نمیشه.تنهایی که انسان در جمع حس میکنه خوفناک تر از تنهایی انتخابیه؟!!! باید مهارت کنار اومدن با این تنهایی رو یاد بگیریم. این میوه خوداگاهیه. همیشه همراه ماست.اما به موضوع خوبی اشاره کردین.

اذرین

همون موقع که فیلم اومد دیدمش..اصلن این فیلم رو دوست نداشتم..شخصیت اول فیلم به نظرم آدم بینهایت ضعیفی بود ....