ماهِ متفاوت من

دارم فکر میکنم و میخام تمام خاطرات تلخ و شیرینی که از کودکی یادم مونده رو توی ذهنم تداعی کنم. تا قبل از کلاس اولم که هیچی یادم نمیاد، نمیدونم شاید چون اونوقتا ساکن غرب کشور بودیم و درگیر جنگ، اما بعد از رفتن به دبستان خیلی چیزا یادم مونده. معلما، همکلاسیهام، دوستان دور و نزدیک که هنوز با هم ارتباط داریم.

همه چیز مثل یه چشم به هم زدن گذشت،  فکر کردن به دوران بچگیم حالم رو خوب میکنه، دنیای کودکی دنیای شیرینیه و ناراحتم از اینکه تصویر چندانی ازش توی ذهنم ندارم. توی یادآوری اسم، ذهنم قویه اما توی یادآوری خاطره و قیافه اصلن مهارت ندارم و همین باعث میشه خیلی چیزا رو فراموش کنم چون حافظه‌ی تصویری، کاربردش برام مهمتره که متاسفانه از داشتن اون محرومم!

ساکن بودن توی یه شهر برای تمام عمر کاری میکنه که تجربه‌ی کافی برای مقابله با خیلی چیزا رو نداشته باشی شاید واسه همینه میخام قید اینجا رو بزنم و برم به شهرای دیگه و تجربه‌ی یه زندگی جدید رو اونجا شروع کنم، شاید جواب بده و بتونم با یه تلنگر سر و سامونی به زندگیم بدم.

وابستگی به کسی یا چیزی ندارم (اگه هم داشته باشم سعی میکنم نشون ندم) برای همین خیلی راحت میتونم از یار و دیار دل بکَنَم و بزنم به دل جاده های غربت واسه شروع یه روزگار تازه و یه تجربه‌ی جدید.

و اما امروز... تمام این حرفا انگار مقدمه‌ای بود برای امروز!

توی زندگی، بعضی روزها هستن که برای همیشه توی ذهن آدما ثبت میشن و شدیدن احساس میکنی متعلق به خودتن و نباید فراموش بشن.امروز روز منه، یک سال دیگه گذشت و یک سال سنم بالاتر رفته، نمیدونم تصمیمهام عاقلانه‌تر شده یا احساساتی‌تر، نمیدونم محافظه کار و پیر شدم یا پخته و سرد و گرم چشیده!

دقیقتر که نگاه میکنم رد پای بحران نزدیک شدن به 30سالگی رو توی وجود خودم میبینم. حس میکنم که مرد سی ساله ای هستم که احتمالا" حداکثر 10-12 سال دیگه واسه شکوفایی وقت داره...

اما همین رو میدونم که امروز روز منه و آبان همیشه برام خاطره انگیزترین ماه زندگیم بوده چون خیلی از اتفاقای شیرین زندگیم توی این ماه افتاده و گاهی آرزو میکنم کاش تمام ماههای سال، آبانی باشن!

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ونوس

همه باهم همصدا ... تولد تولد تولدت مبارک،مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمع ها رو فوت کن تا صدسال زنده باشی با آرزوی بهترین ها.

یک ذهن پریشان

به به خیلی مبارکه سامورایی جان . بهترین روزگار رو برات آرزو میکنم [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

ماه دخت

عجب! پس تو هم آبان ماهی هستی! تولدت مبارک آبان ماهی! سی سالگی سن مطلوب رویایی منه! فکر می کنم تولد سی سالگی م یکی از با شکوه ترین روزهای زندگیم خواهد بود، البته هنوز سه سالی وقت دارم اگه این نزدیک شدن به سی سالگی، کمتر از سه سال طول می کشه، می تونم بهت حسودی کنم[چشمک]

کزت بانو

تولدتون با تاخیر مبارک اقای سامورایی نزدیک به بحران سی! [چشمک]

نیم زن

سلام مرد ابانی.... تولدت مبارک سامورایی عزیز. پس شما توی دامان پاییز متولد شدید و به همین خاطره که پاییزو دوست دارید. در مورد تصمیمتون به نظرم خوبه به شرطی که جوانب امر رو سنجیده باشید و خوب سبک سنگین کرده باشید. چون از نظر من وقتی آدم به سن سی سالگی می رسه دیگه فرصت خطا وجود نداره.... امیدوارم هرجا که میرید و هر تصمیمی که می گیرید دست خدا همیشه همراه شما باشه.[گل]

سرندیپیتی

تئلدت مبارک سامورایی جان برعکس من هستید که از یک سالگیم هم خاطره دارم. اما در حسرت خوردن برای روزای خوش کودکی با هم تفاهم داریم

پیرامید

من برگشتم... اومدم عرض ادبی کنم.... و با تاخیر فهمیدم که تولدت بوده: تولدت مبارک سامورایی عزیز...

سلدا

تولدت مبارک ابانی منم اذری هستم یه جورایی به هم نزدیکیم منم عاشق پاییز و بارون و اذرم ایشالا روزای بهتری در زندگیت قرار داشته باشه که با نزدیک شدن به سی سالگی تجربش کنی

کافه هیس

سلام تقریبا امروز روزاخرآبان ولی هنوز وقت هست بس [[لبخند]تولدت مبارک[لبخند] برعکس شما هیچوقت دلم نمی خوادماه من بیاد ولی مثل اینکه برای زرشت وجماعت آریایی ها وایرانی ها وخیلی های دیگه این ماه براشون باارزشه.ماه طنزخنده ومهمترازهمه باروری وشکوفایی. شادباشین.