فرشته ی مهربانی

امروز، روی نیمکت پارک، زنی را دیدم عجیب شبیه تو بود. سرم را روی پایش گذاشتم و زار زار گریستم؛

هیچ نگفت... شاید، دلش برای پسرش تنگ شده بود!

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ذهن زیبا

نازی همه زنها حسه مادر بودن دارن حتی اگر اون زن پسر نداشت ولی در اون لحظه احساس کرده بود باید بهت عشق بورزه و محبت کنه کاش زودتر در آغوش مادرت باشی و ببوسیش و باهاش حرف بزنی هیچ چیزی آغوشه مادر آدم نمیشه عشق برای تو[گل]

نیم زن

و شاید هم سامورایی دلش برای مادرش تنگ شده بود!

arezoo

مامان و بابا فرشته های مهربونی هستن که ماها بالشونو نمیبینیم من ک مث گربه مرتضی علی هرجا ولم کنی چارچنگولی میفتم تو خونمون[نیشخند]

ماه دخت

می تونم بگم یکی از تأثیرگذارترین نوشته هایی بود که ازت خوندم سامورایی!

بانوی فروردین

[گل][گل]