قتل در سی‌ام دی‌ماه

 

روزهایی که تو نیستی

.

....

..

.

......

این نوشته قرار بود متن بلندی باشد اما آن را کُشتم، قطعه قطعه کردم و هر قطعه‌ی آن را در گوشه‌ای از این شهر رها خواهم کرد!

/ 37 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناهی د

میدونی این متنت مث چی میمونه ؟ اینکه یه نفر مرده ، یه عده هم بالا سرش جم شدن و بجای اینکه برن دنبال کارای کفن و دفنش ، فقط وایستادن و در موردش حرف میزنن !!! مث اون مراسما که صدای پچ پچ خانم ها نمیذاره هیچ صدایی به جایی برسه !

زری ورپریده

[ناراحت]

m m

روزهایی که تو نیستی.... . .... .. . ...... لازم نیست قطعه قطعه ش کنید. + باید عاشق بود و دور، تا معنی نقطه چین های این پستُ فهمید. تا برای هر کلمه ش غمگین شد + مچکرم دوستش داشتم

ناهی د

تو واقعا چالش نمیکنی ! میدونی ؟ اگه میخواستی این کارو کنی ، کلن این متنو ازینجا بر میداشتی !! گذاشتی تا هرکی خواست بیاد و براش فاتحه بخونه ؟

درخت ابدی

همین چیزی که نوشتی خودش کلی تاسوعا-عاشوراس[ناراحت]

ناهی د

من جات بودم چالش میکردم ، میدونی ؟ اگه یه چیزی رو سر وقتش چال نکنی ، ممکنه تغییر کنه ، ذهنیتت نسبت بهش عوض بشه ! فک کن یکی رو که خیلی زیبا و دوست داشتنی بود ، مرد ، اما چون دوسش داری ، نمیذاری خاکش کنن ! توی اتاق خوابش میذاریش ! به مرور زمان ، بو میگیره ، زشت میشه ! پوسیده میشه ! .. حالا فک کن ، وقتی بهش فکر میکنی ، چی به ذهنت میرسه ؟ اون آدم زیبا و دوست داشتنی ؟ یا اون جسم متعفن و زشت !! ؟

ناهی د

ساموری جون ، خود دانی ، تصوراتی که میخوای برات باقی بمونه ! حالا اگه نوموخوا ! یا بوموخوا !! [گاوچران]