گذشته ای که نگذشته

فکر کردن به گذشته همیشه برام عذاب آور بوده، نمیتونم بهش فکر نکنم، چون جزیی از زندگیمه و تأثیر زیادی روی روند زندگی فعلیم داشته. دوس دارم تمام حافظه ام پاک بشه تا هیچ خاطره ای از گذشته برام باقی نمونه و با خیال راحت به ادامه ی زندگیم بپردازم. این که میگن ما الان توی "حال" زندگی میکنیم و گذشته ها گذشته هم چرته، چون گذشته نه تنها بخش اعظم، بلکه تمام زندگی انسان رو تشکیل میده ، چون هرلحظه ای که از نفس کشیدنمون میگذره اسمش میشه "گذشته". با خودم میگم که شاید حقم بوده، شایدم یه مشاور خوب توی زندگی میتونست کمکم کنه اما ما از نسلی هستیم که فقط با محدودیت بزرگ شدیم، الان دنیا شده یه دهکده مجازی. حتا اگه یه بچه نتونه با والدینش مشورت کنه، هزارتا دوست مجازی داره که راحت میتونه باهاشون بحث کنه و حداقل یه تصمیم عاقلانه بگیره که وقتی بزرگ شد حسرت روزهای نوجوانیشو نخوره. روزهایی که توی دبیرستان با یه رشته ی ناجور و توی دانشگاه با بیهودگی تمام و توی سربازی با بیکاری هرچه تمامتر سپری شد. الان در آستانه‌ی سی سالگی دارم فکر میکنم به کجا رسیدم و میخام به کجا برسم؟!؟!

اشتباهات زیادی توی زندگی مرتکب شدم و شایدم تنها آرزوم اینه که یه ماشین زمان پیدا کنم و برم به زمانهایی که اون اشتباهات مزخرف و جبران ناپذیر رو مرتکب شدم و اصلاحشون کنم تا الان که دارم چوبشونو میخورم اینقدر اذیت نشم!

اینروزا دوس دارم خیلی کارها رو که مجبورم انجام بدم رو انجام ندم، مثلن رفتن به مراسم های نه چندان دلچسب عروسی، عزا و مهمونیهایی که برگزار میشه که فقط یه خرج اضافی روی دست صاحبخونه می ذاره. گشت و گذار با دوستام همیشه برام لذت بخش بوده اما چن روزیه که حال و حوصله اون کارو هم ندارم. نمیدونم برای شما هم پیش اومده یا نه اما خیلی چیزایی که جلوی چشمم هستن رو نمیتونم ببینم، امروز داشتم دربدر دنبال عینک آفتابیم میگشتم که بالاخره روی سرم پیداش کردم، یا خودکاری که پشت گوشم بود و اصلن متوجه نشدم!

تنهایی رو دوس ندارم، یا بهتره بگم ازش نفرت دارم اما اینروزا دوس دارم تنها باشم، دوس دارم یه ساعت به روبروم زُل بزنم و هیشکی دور و برم نباشه تا مزاحم زل زدنم نشه.

حرف واسه گفتن زیاده، تازه میخواستم این پست رو هم نذارم تا وقتی این آبها از آسیاب میفته! اما باید می نوشتم، فقط نوشتن میتونست آرومم کنه.

/ 18 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
موشی

اره کلن حرف چرتیه.... گذشته ها گذشته! 24 ساعت روزو 23 ساعتشو تو گذشتم!

شکیبا

بله فقط نوشتن آدمو آروم می کنه.حتی اگر کسی نخونه چی نوشته شده،بازم باعث میشه یه باری از روی روان برداشته بشه.ما خیلی وقتها انقدر درگیر زندگی هستیم که برای خودمون وقت نمیذاریم که به حرف دلمون گوش بدیم. و هیچ کس مثل خود آدم نمیتونه به خودش کمک کنه و برای خودش دل بسوزونه.

یک ذهن پریشان

ای بابا سامورایی جان فکر کنم تو هم دچار سندرم سی سالگی شدی منم 3 ماه پیش دچارش بودم و دقیقاً همین حالتا رو داشتم . حالا دارم سعی میکنم باهاش کنار بیام .

حمیده

دارین میگین گذشته ... خب گذشته دیگه ... به نظر من گذشته ، گذشته اما فکر ما آدماست که از اون نگذشته ...

نیم زن

درکتون می کنم. شاید بشه گفت تک تک واژه های این پستتون سخت برای من ملموس بود... برای منی که هنوز هم چوب اشتباهات گذشته رو میخورم.میدونی به نظر من گذشته ها وقتی گذشته است و دیگه گذشته که اون گذشته زمان حال و الانت رو تحت شعاع قرار نداده باشه، تنها در اینصورت میشه این جمله رو بکار برد :" گذشته ها گذشته" اما وقتی اتفاقی اشتباهی خاطره ای در گذشته وجود داشته باشه که هنوزم هر روز تبعاتش دامنت رو میگیره پس دیگه نمیشه براحتی ازش گذشت. اما میدونی سامورایی یه دوستی دارم که سرطانیه...خیلی حرفای جالبی میزنه... یکی از حرفاش اینه که فکر کردن زیاد به گذشته و اشتباهاتش تنها باعث درجا زدن ادم میشه. و بقول یه دوست دیگه ام: زندگی آدما مثل یه تیکه گِله که خدا در اختیارشون قرار میده تا بهش هر شکلی میخوان بدن. اگر دلت میخواسته با گِل زندگیت یه مجسمه زیبا بسازی اما حالا می بینی نه تنها چیزی که تا حالا خواستی شبیه مجسمه نیست بلکه خیلی هم ریخت و قیافه نچسبی داره، هیچ اشکالی نداره. دوباره یکم آب بریز و از نو گل زندگیت رو بساز. منتها اینبار قطعا موفق تر خواهی بود.

نیم زن

سامورایی عزیز کیفیت زندگی مهمه و اصلا مهم نیست که در استانه 30 سالگی ایا تونستی به جایی برسی یا نه. درسته شاید برای خیلی چیزها دیر شده باشه اما هنوزم هستن چیزایی که میشه باهاشون زندگیت رو یه تکون اساسی بدی.[گل]

ارزو

انشالله خيلي زود ازين بحران تنهايي درمياي وخوشحاله حوشحال مي موني تاآخرعمر...طوري كه وقتي به گذشتت نگاه كني ديگه افسوس نخوري وبت ودوست ميدارم ولينكت كردم سامورايي... [قلب]

ارزو

راستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي تولدتــــــــــــــــــــــــــ مباركــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ [گل][گل][هورا][هورا][گل][گل] سال جديدزندگيت پرازشادي...[بغل]

کافه هیس

سلام دوست عزیز.ازنوشته صادقانه ات خوشم اومد خیلیا جرات اقراراشتباهاتشون روندارند.ممنون ازنظرت.

ناهی د

تا حالا در مورد ماشین زمان تحقیق کردی ؟ من یبار اتفاقی توی یه انجمنی باهاش برخوردم ، چیزی ک ازش فهمیدم اینه ک برگشت به گذشته های دور غیر ممکنه ! این ماشینه کاری میکنه ک چند دقیقه از زمان خودت عقب تر باشی !! ... میدونی ، به نظر من بهتره سعی کنیم جوری زندگی کنیم ک بعدا نیازی به ماشین زمان نداشته باشیم !!!