وقایع اتفاقیه!

۱- امروز دم سوپرمارکت یه بیمار اجتماعی(توجه داشته باشین نگین معتاد!) نشسته بود. خریدامو انجام دادم و یه کیک صبحونه هم برای اون گرفتم و بهش دادم. برگشته میگه: از اینا دوس ندارم، تاینی دوقلو برام بگیر!

نکته‌ی جالب این بود که تا چه حدی به کیکی که میخاد بخوره داره اهمیت میده اما به زندگی و اعتیادش اهمیتی نمیده...


2- تا حالا شده توی خیابون از کنار یکی رد بشین یه بوی خوش عطر به مشامتون برسه و روحتون رو جلا بده. یا اینکه توی مترو یا اتوبوس کنار یه نفر بشینین و تا مقصد از بوی خوشش استشمام کنید و لذت ببرین.

توی این دنیای آلوده و هوای کثیف و گرم و دم کرده، واقعن اینا نعمت‌ان، قدرشونو بدونین و اگه به همچین افرادی برخورد کردین بهشون بگین که چقدر خوبه که بوی خوب میدن.

همین کارشون هم باعث میشه خودت هم رعایت کنی و با عطر و ادکلن و بدن تمیز بری خیابون و سر کار که تو هم حداقل باعث آرامش کسایی بشی که یه لحظه از کنارت رد میشن! این کار هم به احترام به خودته و هم احترام به کسانی که اطرافت هستن و باهاشون ارتباط داری...


3- هوا اونقدر گرمه که آدم دوس داره از طبقه هشتادم یه برج 100 طبقه خودشو بندازه پایین تا بین راه آسمون تا زمین یه کم باد بهش بخوره و خنک شه!

/ 17 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م ا ه ی

اصولن آدمهای خوش بو باعث شادی روح بنده میشه و وقتی از کنار من رد میشن من یه نفش عمیق میکشم و میگم به به ...چه خوش بو و بعد طرف ونگاه میکنم ببینم بوی عطرش بهش میاد یا نه که کمی البته ضایع است چون ییهو اونها هم بر میگردن و منو نگاه میکنن!! در مورد اینکه براش کیک خریدی و اونم گلایه کرده از سلیقت، باید بگم که من اصلن اینکار و انجام نمیدم، نمیدونم اسمش چیه و چرا!اما کلن از دست این آدمها فقط فرار می کنم و البته کسی مث شما که محبت میکنه و اینجوری شاید جواب بگیره ممکنه دفعه بعد اصلن انجامش نده!و اینکه برای اینکه خنک شی جونت و وسط راه ننداز و به خاطر کمی باد زندگیتو فنا نکن لطفن.. اصلن ارزششو نداره خدایی....به محض اینکه به جایی برسی که باد خنک توش جریان داره قطعن نظرت عوض میشه!مثلن وقتی میرسی شرکت و میری تو اتاقت و اتافت خنکه!، کلی حس خوبیه و از مردن بهتره!!من از گرما متنفرم!!! ولی نمی ارزه براش بمیری!!! و چقدر من حرف زدم!!!برعکس شما!!![وحشتناک]

م ا ه ی

اصولن بچه های پاییز و زمستون میونه خوبی با گرما ندارن!!! من به شخصه عاشق پاییز و زمستونم!!! یعنی اگه قراره سرد باشه و منم 800 تا لباس بپوشم گلایه ای ندارم اما وای گرما!!خیلی سخته

مژگان

سلام + فکر کنم نظر دیروزمُ اون معتاده، با کیکش خوردش[نیشخند]

سهیلا(کاتارسیس)

خدا شانس بده! والا... به تور ما هم بخورن ازین آدما. ازینا به تور من میخوره: شما تصور کن شخصی رو که صندلی جلوی تاکسی نشسته، شیشه رو داده پایین و آرنجش رو گذاشته رو شیشه. فک کن یه 20 دقیقه هم همسفرت باشه. بعد این یارو داره واسه خودش حال میکنه که باد میخوره زیربغلش در صورتیکه نمیدونه نفس رو از بقیه گرفته. _________________________ بخدا رعایت بهداشت فردی و استفاده از مام کفاف میده. آخه خیلی از ماها قدرت خرید عطرهای خیلی خوب رو نداریم. عطرهای به دردنخور به خودمون میزنیم که با عرق قاطی میشه و خیلی افتضاح میشه. [نیشخند]

مریم

۱. بیمار اجتماعی رو خوب اومدین! بیچاره چهرکم اشتها هم بوده...! ۲. عطر خوش حس فوق العاده ای ب ادم میده... البته من کلکسیون عطر دارم بازم وقتی یکی از کنارم رد بشه و از این مدل عطرا زده باشه میگم ک از اون خوشبوتره... ۳. هوا بس نا جوانمردانه گرم است...

دارچین

تجربه برخورد من نشون داده معتادها اونهان که شدیدا هرکار دلشون میخواد میکنن.وبه لذات خودشون خیلی اهمیت میدن.اون به کیکش اهمیت میده چون به لذتش اهمیت میده واین تنها اهمیت زندگیشه.

پیرامید

بعضیا افراط می کنن تو عطر و ادکلن زدن، اونوقت هیستامین خون آدم زیاد ترشح می شه و د بیا جمعش کن! عطسه پشت عطسه! اونم واسه من که اینقدر بویایی ام قویه که بوی تن آدم ها رو به تفکیک می فهمم! حالا فکر کن یه کیلو ادکلن هم خالی کرده باشن رو لباسشون... اصولا همون بوی تن رو (اگه تمیز باشه البته) ترجیح می دم!

مژگان

نه اونُ دیگه از حلقومش نکش بیرون + با این بوی زیربغلی که توی کامنت سهیلا خوندمُ با اون کیک ته حلق معتاده حالم حسابی بد شدش، لطفا تو دیگه نمی خواد تا نظرمُ از تو حلقش بیرون بکشی [خنده]

سهیلا(کاتارسیس)

چرا برای اون بیمار کیک خریدی؟ مسئولیتی به گردن شماست؟ خورد و خوراکش رو باید تامین کنی؟یا با این کار حالش بهتر میشه؟ فقط می خوام نظرت رو بدونم. میتونی ج ندی. من یه مدت کوتاهی در یک مرکز ترک اعتیاد کار کردم. آدمهای پیچیده ای هستن اینا. کاملن هم می دونن دارن با خودشون چیکار میکنن. خیلی هاشونم واسه خودشون فیلسوفن. با تحقیق و بررسی های دقیق مواد مصرفی شون رو انتخاب میکنن! هدف اصلی زندگی این بیماران تامین هزینه برای تهیه مواد هست.