من پر از وسوسه‌های رفتنم

مهم نیست سفرت چقدر طول بکشه، چون یه سفر دوروزه هم میتونه حالتو خوب کنه. دو روزی که شدیداً بهش نیاز داشتی تا خوب بشی و برگردی! مهم نیست که 10 ساعت توی اتوبوس باشی که برسی به جایی که دلت میخاد. مهم نیست دو روزی که اونجایی رو اصلن نخوابی، مهم نیست که این دوروز چقدر زود تموم میشه، مهم نیست هوا اونقد گرم باشه که نتونی از خونه بیای بیرون. مهم اینه که وقتی اونجایی چقدر خنده‌هات از ته دل هستن، چقدر فکرت آزاد و رهاس.

همین دو روز کافی بود تا بعد از مدتها یه حس خیلی خوب بهم دست بده. یه اول هفته‌ی دوست داشتنی برخلاف بقیه‌ی شنبه‌ها که صبح زود باید بزنی بیرون واسه رفتن سر کار.

صبح که میرسم و از ماشین پیاده میشم اولین چیزی که نظرمو جلب میکنه آرامش شهره، انگار نه انگار که شنبه‌اس، انگار که مردمش هنوز توی جمعه موندن، یاد صبح شنبه‌های تهران می‌افتم و می‌خندم...

در که باز میشه، چشمهای مهربونش خستگی راه رو از تنم بیرون می‌کنه، و یه بوسه روی پیشونیش که مهمترین چیزی بود

که این روزا بهش نیاز داشتم، نگاه‌های مادرم همیشه دلمو قرص میکنه و حالا من مصمم‌ترین سامورایی جهانم!

بعد از مدتها هم یه شب کامل رو با دوستایی گذروندم که فقط باید توی دنیای واقعی باهاشون باشی تا حسّ بودنشونو درک کنی، ارتباط توی دنیای مجازی شاید خوب و لازم باشه اما تا وقتی چشم‌تو‌چشم باهاشون حرف نزنی نمیتونی معنای رفاقت رو بفهمی! و اینکه یه شب رو کنار چنتا دوست به صبح برسونی چقدر خوبه.

توی راه برگشت فکر نمی‌کردم که اینقدر دلتنگ بشم، اونقدری که سینه‌مو فشار بده و بغض گلومو بگیره. وقتی روی صندلی ماشین نشستم هوا دیگه تاریک شده بود و نگاه کردن به سیاهی بی‌انتها از توی پنجره‌ی بزرگ اتوبوس، فرصت مناسبی بود تا بغضمو خالی کنم...

/ 12 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جعفری خاتون

خوشحالم که سفرت انقد حال و هواتو خوب کرده:) منم اوایل وقتی میرفتم خونه و بر میگشتم بد دلم می گرفت...اما کم کم عادت می کنی و شاید اون جا بودن حتی واست سخت تر بشه

پیرامید

چه خوب که این سفر این همه حس خوب برات داشته.... دوست خوب کیمیا است... خیلی خوبه...

نیم زن

مادر... آخ مادر این مهربانی بی ادعا... مگه میشه با مادر و کنار مادر بود و همه حس و حالهای خوب دنیا رو احساس نکرد... کار خوبی کردید سامورایی.

علی

باز مادر با ترانه با گهرهای فراوان میدمد بر جان خانه ..اخ مادر؟ میدود الطاف لطفش بر تمام جان خانه ..اخ مادر؟ ای تمام بی بهانه دوسداشتنهای خانه ..اخ مادر ای رخ زیبای خانه اخ مادر ای حیات جاودانه اخ مادر بی تو من دیوانه هستم گر بمانم اندرون سرد خانه ...سرد خانه...اخ مادر اخ مادر جان من .....

درخت ابدی

سفر کوتاه برای تجدید قوا معرکه‌س و توصیه‌ی اکید شده. هرچند وقت یه‌بار لازمه٬ به‌خصوص اگه در کنار دوستان باشی.

بانوی فروردین

حس جدا شدن از تمام خوبیها رو چندین بار داشتم...خیلی بغض آلوده.

یک ذهن پریشان

چه سفر خوبی بوده ولی خب روزگار خوبی نیست . باید برای آرزوهات هزینه بدی .

یک ذهن پریشان

منظورم از هزینه هم مسائل مادی نیست . مثلا تو برای رسیدن به خواسته هات هزینه دادی . هزینه ت هم این بوده که از شهرت و خانواده و دوستات دور بشی .

كافه هيس

مهم نيست چندروزه مهم اينكه به چيزاي خوبي كه فكرميكني ميرسي.مهم نيست بغض كني مهم اينكه خالي ميشه وازاد.مهم نيست شنبه است يا جمعه مهم اينكه اون چندروز ماله تو.حقه تو. مهم نيست هواش گرم باشه ياسرد مهم اينكه به هواي دلت برسي. مهم نيست تاريكه ياروشن.مهم لذت وجودته .مهم شادبودنه ومن برات آرزودارم..... براي من سفرشمال اونم بعد از 8سال يه لذتي عجيبي بود واقعا عجيب بود وعجيبتر اينكه وقتي بادريا همون كه توروياهام هميشه باش دردودل ميكردم اين بار رنگ يار رو گرفت ومن به جست وجوش پرداختم وجالب اينكه وقتي گفتم بات خداحافظي نمي كنم تازودبه زود ببينمت حرفم وپذيرفت وباز دوهفته بعدش اينبار بادوستاي مادرم همسفرشدم باز هم اتفاقي.