اعتراف ۵

من همان سوزنبان پیری بودم که مسیر ریل قطارها را عوض کرد.

و تیتر یک روزنامه‌های روز بعد این بود: سوزنبان دیوانه، با تغییر مسیر قطارها، باعث برخورد و انفجار چندین قطار شد.

اما هیچ کس نمی‌دانست، من فقط قطارها را به سمت ایستگاهی که تو در آن منتظر بودی هدایت کردم...

/ 27 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی فروردین

این یکی romance بیشتری داشت [لبخند]

میله بدون پرچم

سلام مجدد پس تا اطلاع ثانوی قطار سوار نمی‌شوم. از جاهای باریک که رد شد خبر بده رفیق [لبخند]

م ا ه ی

آپدیـــــــــــــــــــــــــــــت

م ا ه ی

من باید اعتراف کنم که یکی از اعترافهای شما رو چسبوندم به دیوار اتاق دفتر!!بدون اجازه

م ا ه ی

درخت![نگران]میدونم باید اجازه می گرفتم

م ا ه ی

خیلی خوبه!دوس داشتم همشو پرینت کنم اما دیگه زیاد روم نشدش!همون یکی و فقط پرینت کردم

دارچین

عجب بدبختی داریم آآآآ.عشق محترم جناب سامورایی لطفا برای همیشه خانه بمانید ، بماند که من اصلا وصال بااین سامورایی دیوانه را به شما نادیده ی عزیز توصیه نمیکنم.

م ا ه ی

شنبه همه رو پرینت میکنم

دارچین

اعتراف هات قشنگن ، منتظر ششمی ام.

مریم

دوتا پست دیگه اون بالا بود...[عصبانی]