36 ساعت

همین که از شلوغی شهر خسته میشی و می‌زنی به دل جاده، همین که گرمای توی رختخواب رو ول می‌کنی و به سرمای بیرون تن میدی، همین که صبح پنج شنبه راه میفتی و فردا ظهرش برمیگردی... این یعنی دیوونگی از نوع خفیف!

یه سفر 36 ساعته به جاده‌های برفی، درست همون وقتی که اخبار میگه کدوم شهرها داره برف میباره و از مسافرت‌های غیراجباری صرف نظر کنید بدون اینکه فکر کنی ممکنه خطرناک باشه باک بنزین رو پر میکنی، بخاری رو روی درجه‌ی آخر میذاری، کمربندت رو می‌بندی و راه میفتی به سمت جاده‌های برفی، حتا با وجود اینکه می‌دونی ممکنه توی یکی از همون سربالایی‌های کوهستانی که ساعت 9 شب داری ازش به زور بالا میری بمونی و مجبور بشی تا صبح توی ماشین بلرزی. حتا با وجود اینکه می‌دونی جاده رو مِه گرفته و 10 متر جلوتر رو نمیتونی ببینی یا پلیس راه جلوتو بگیره و بگه اگه زنجیرچرخ نداشته باشی نمیتونی از این جلوتر بری یا داری با سرعت مورچه حرکت می‌کنی و برف هم داره عین چی از روبرو میخوره به شیشه‌ی ماشین، یا ماشین‌هایی رو کنار جاده می‌بینی که هی دارن توی برف و یخ درجا میزنن و یه ترسی توی دلت میفته که نکنه منم اینجوری بشم ولی یه سامورایی همیشه دلش قرصه!

لذت زندگی به همین چیزاس،وقتی صبح روز بعدش چشماتو باز می‌کنی و همه جا رو سفید می‌بینی، به شادی کوچولو توی دلت می‌شینه و می‌ری بیرون و توی برفا غلت می‌زنی و سرمای هوا رو می‌فرستی توی ریه‌هات...

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
درخت ابدی

آخ که چقدر دلم از این ماجراها می‌خواد. روزایی که هوا صافه به سایه‌-روشن کوه نگاه می‌کنم و با حسرت سمت مخالفش می‌رم. بدجوری دلم هوای سفرهای ناگهانی کرده. بعد راننده بگه پیاده شو و حسابی یخ بزن و هر غلطی دلت می‌خواد بکن تا برگردم.

یه آشنا

یه خدا که زندگی همینه...چقدر دلم برای این کارها تنگ شده...درود بر تو

پیرامید

برررررررررررررررررففففففففففففففففففف [نیشخند] و دیگر هییییییییییییچچچچ!

پیرامید

فکر کن اینایی که تو جاده مونده بودن رو تو اخبار داشت نشون می داد، من دیوونه می گفتم خوش به حالشون اون جا داره برف میاد!!! [مغرور]

شکیبا

این پست خیلی پرانرژی بود!!! همین دیوونگی های خفیفه که آدمو سرپا نگه میداره.

مهرنوش

چه زندگی لذت بخشی هست زندگی پر از دیوانگی و لذت بخش تر هم پرت کردن خودت توی برفها و غلتیدن و بازی با برفهاست !!! منم می خوام [دلشکسته]

سحر

منم ازين کارااى ىهويى خوشم مياد.. ادم حس رهايى و ازادى بهش دست مىده[فرشته]

مجید مویدی

مطلبت عالی بود! برف را اصلا نمی شود ازش گذشت... یک سامورایی هم که همیشه دلش قرص است... اصلا میگویند یک سامورایی، حتی وقتی دستش دارد از بدنش جدا می شود هم، میتواند لااقل یک نفرِ دیگر را از پا دربیاورد