آخرین سامورایی

وقتی نصفه شب توی خیابون قدم میزنی اون وقته که می فهمی شهری که توش زندگی میکنی چقدر قشنگه. خلوت و ساکت. انگار تو آخرین نفری هستی که توی شهر مونده اما گاهی صدای یه اتومبیل که از کنارت رد میشه سکوت شب رو میشکنه و امیدوارمیشی که هنوز کسایی توی شهر هستن!

زیبایی بی انتهای شب رو توی یه شهری که روزهاش حتا نمی تونی توش نفس بکشی رو قدم میزنی تا دم دمای صبح، چنتا نفس عمیق حالتو حسابی جا میاره.

شب، سرشار از موسیقیه. سرشار از موسیقی سکوت... یه سکوت عمیق و لذت بخش که البته با همسرایی جیرجیرکها لذت بخش تر هم میشه!

وقتی به موسیقی شب گوش میدی تمام فکرای عذاب آور روز رو فراموش میکنی. شبی که سرشار از آرامشه، یه آرامش موقتی که وجودتو لبریز از خودش میکنه.

وقتی نصفه شب توی خیابونی که توی شلوغی روز ازش میگذری، قدم میزنی، می بینی خیلی چیزا رو که توی روشنایی روز ندیدی الان توی تاریکی شب خیلی واضح داری می بینی و لمسشون میکنی.

صدای رقصیدن برگ درختا رو می شنوی که انگار اونا هم از سر و صدای یه روز شلوغ کلافه شدن و اینجوری دارن خستگی رو از تن بیرون میکنن.

یه آسمون صاف که ستاره ها تا صبح برات چشمک میزنن، یه نسیم خنک که می خوره تو موهات، یه خیابون خلوت و آخرین سامورایی...

آره! شب سرشار از آرامشه، سرشار از موسیقی، سرشار از تو...

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکرستون

دوست عزیز ضمن عرض این مهم که وبلاگ زیبایی دارید، متقابلا در شکرستون لینک شدید...

موشی

قشنگ توصیف کرده بودی ساموریی واقن لذت بخشه بضی موقه ها نصفه شبا تو حیاط بیمارستان قدم می زنم خیلی خووبه واقن شبو دووس دارم شاید یکی از دلایلی هم که شبا نمخوابم همین شب باشه و ارامشش[افسوس]

پیرامید

خیلی این متن رو دوست داشتم.... مرسی [گل]

موشی

اره من خیلی وقته زیبایی شب رو دیدم[مغرور] البته بدیم دداااره هاا[نیشخند] که می گذریم![نیشخند] ولی زیباست شب خیلی زیباست بهترین دوستم شبهههههه![شیطان]

سلدا

عاشق شب و موسیقی سکوتشم...

شکیبا

خوش به حال شما که میتونی نصفه شب بری قدم بزنی.ما دخترا که جراتشو نداریم.فقط میشه از ایوان از شب لذت برد. خیلی متنتون دلنشین بود.

خانومی

نمیدونم تا حالا چند نفر این حسو تجربه کردن که توی شب حتی رنگ وبوی حرفای آدم عوض میشه!وقتی همه جا تاریکه و میخوای حرفاتو بزنی صادقانه تر ومهربونتر میشی تا وقتی توی روشنی بخوای همون حرفارو بزنی!! نوشته های قشنگی دارین. وب بنده حاوی وبهای لینک شده بعضی آقیاون هم بود...احتمالا متوجه نشدید. همه ی شبهاتون روشن...

یک ذهن پریشان

عالی نوشتی سامورایی جان . واقعا شب دنیای دیگه ای هست و حس و حال دیگه ای داره

م ا ه ی

دوس داشتم اینو