بوی خوش کلمات...

محال است تهران باشم و چند بار خیابان انقلاب را قدم نزنم، از ابتدا تا انتها... اصلا بوی کتاب حالم را خوب می کند، تمام ویترینها را حفظ شده ام و اگر میتوانستم تمام کتابها را می خریدم اما با این وضعیت قیمتها و صد البته وضعیت جیب خودم باید در انتخاب کتابها سخت گیری کنم. البته نمایشگاه کتاب هم در راه است! و باید خودم را برای این کارناوال دلچسب و دلنشین آماده کنم و روزهای اردیبهشتی ام را با پرسه زدن در غرفه های رنگارنگ سپری کنم و مست از بوی کاغذ، پرواز را تجربه کنم.

این بار کتابهای قدیمی نظرم را جلب میکند، کتابهای جدید زیاد به دل نمی نشیند و کاغذهای کاهی قدیمی را ترجیح میدهم به کاغذهای سفید این روزها!

"جای خالی سلوچ" را میان کتابهایم حس میکردم و با اولین نظر، دستهایم لبریز از کلمات ناب این کتاب شد. و البته "سال بلوا" که مدتها انتظار خواندنش را می کشیدم و حالا بیقراری ام برای خواندنشان بیشتر می شود. باید بروم و دور از هیاهوی خیابانهای پر از آدم، غرق بشوم در دریای کلمات.

/ 8 نظر / 8 بازدید
سرندیپیتی

خیابون انقلابه و کوله باری از خاطرات خوش...

نیم زن

همین شماهایید که سرانه مطالعه کتاب در کشورو بالا می برید دیگه!!! نکن اقاجان نکن!!! بگذار توی حال خودمان باشیم. اصلا چه معنی داره فرهنگ مطالعه رو ترویج میدی؟؟؟ هان هان هان؟؟؟[نیشخند]

شکیبا

دلم لک زده برای انقلاب.خوش به حالتون.

ارغوانی :)

خوش اومدین. خوشحالم بابت این حس خوب [گل]

پیرامید

من عاشق لوازم تحریریم عوضش! [زبان]

فرزاد

برای همینه که دوست دارم بگم: .Books are like good friends. You can never have too many [لبخند]

م ا ه ی

انقلاب بهترین منظقه است برای روزهایی که دوس داری حست زودتر عوض شه