یک شام بی‌نمک

چاقو رو میزنم به سیب‌زمینی‌هایی که دارن توی آب جوش می‌پزن، یه دونه بزرگ و دو تا کوچیک. هنوز یه کم سفتن و مونده تا کاملن نرم بشن. زده به سرم کوکو درست کنم، هم شام امشبم جور میشه و هم میتونم فردا با خودم ناهار ببرم و سرِ کار پُز بدم که خودم آشپزی کردم! به (ز) زنگ میزنم می‌گم واسه سه تا سیب‌زمینی چنتا پیاز لازمه؟ میگه یه دونه پیاز بزرگ. میخوام قطع کنم ولی هنوز داشت حرف میزد... قبل از اینکه حرفش تموم بشه قطع می‌کنم. یه پیاز گنده برمیدارم. از پیازای اینجا خوشم نمیاد، خیلی سفیدن. توی شهر خودمون پیاز قرمز بیشتر پیدا میشه، هم خوشمزن و هم خوشرنگن! پیاز رو پوست می‌کَنَم و رنده می‌کنم توی ظرف. اشکم رو درمیاره، با همون دستای پیازی اشکامو پاک میکنم، بدتر میشم و چشمام بیشتر میسوزن. پیاز رو که رنده کردم میرم صورتمو با صابون می‌شورم ولی هنور اشک ریختنم تموم نشده. فکر کنم این فیلمای هندی که اینقدر اشک می‌ریزن از این پیازا استفاده می‌کنن که همینطوری اشکشون درمیاد و هی گریه میکنن. سیب زمینی‌ها هم دیگه کاملن پخته شدن، پوستشونو می‌گیرم و اونارو هم رنده می‌کنم، خیلی داغن و نوک انگشتام میسوزن. حالا نوبت تخم مرغه. بازم به (ز) زنگ میزنم و میگم واسه سه تا سیب‌زمینی و یه پیاز گنده چنتا تخم مرغ بزنم؟ میگه دوتا ولی اگه سه تا بزنی خوشمزه‌تر میشه. گوشی رو قطع میکنم ولی ز هنوز داشت حرف میزد، نمیدونم چی میخواست بگه. تخم مرغ و آرد و ادویه و زردچوبه رو اضافه میکنم و محتویات ظرف رو به هم میزنم. قیافه‌اش قشنگ شده ولی نمیدونم چه مزه‌ای بشه! همه‌ی ظرف رو خالی میکنم توی ماهیتابه و پخشش می‌کنم تا نازک شه. صدای جلز و ولزش بلند میشه و دود همه‌جای خونه رو میگیره. جالب اینجاس دورش میسوزه و وسطش هنوز تقریبن خامه! بالاخره پخت و پز تموم میشه و نوبت خوردنه. لقمه‌ی اول رو که میخورم یه جوری میشم! مزه‌اش خوبه ولی نمک یادم رفته اضافه کنم. به هرحال غذای بی‌نمک بهتر از غذای شوره!  تجربه‌ی خوبی بود ولی دارم به این فکر میکنم که از این به بعد باید دستور غذا رو بنویسم که نمک رو فراموش نکنم و البته اگه به ز زنگ زدم بذارم حرفش کاملن تموم شه بعد قطع کنم چون مطمعنم داشت میگفت نمک یادت نره...

/ 10 نظر / 6 بازدید
سرندیپیتی

1_ پیازای سفید طعم بهتری دارن. برای اینکه وقت رنده کردنشون کمتر اشک بریزی همزمان آدامس بجو 2_ کوبیدن سیب زمینی /اب پز به مراتب راحتتر از رنده کردنشه! امتحانش مجانیه 3_ در ماهیتابه رو که همون اول بذاری کناره ها و وسط کوکو تقریبا همزمان پخته میشن 4_نمک فراموش نشود [نیشخند]

پیرامید

کوکوی بی نمک چه شود. البته میشه کم نمکی رو جبران کرد. چرا همون املت معروف رو نپختی؟ (با رب؟)

ویدا

من آشپزیم یه چیزی در حد صفره:) همه تجربهـاتو بی زحمت اینجا بنویس که منم باهات یادبگیرم...کلی ثواب داره این کار:)

کژال

دفعه ی اولی که کوکو سیب زمینی پختم ایده ی مبهمی داشتم که وقت سرخ کردنش باید اون قدر صبر کنم تا رنگ کتلت بشه.

نیم زن

سامورایی کوکو سیب زمینی مگه آرد و پیاز میخواد؟؟؟ خیلی دستورش رو سخت کردی... یه مدلی رو بهت یاد میدم.... سیب زمینی خام رو بعد از شستن و پوست گرفتن رنده کن.... بعد یه دونه پیاز ( این مدل پیاز میخواد ولی اون مدل آب پز نمیخواد) رو هم رنده کن و بهش اضافه کن. بعد یکی دوتا دونه تخم مرغ هم بهش اضافه کن و زردچوبه هم کمی. بعد همرو قشنگ با هم مخلوط کن و بعد یک تابه رو روی گاز بگذار!! و کمی ورغن توش بریز و اجازه بده تا روغن خوب داغ بشه. حالا مایع کوکو رو بریز و صافش کن و زیر گاز رو هم کم کن!! این مدلی خیلی راحت تره و سریعتر هم آماده میشه.[چشمک]

نیم زن

راستی منم فراموشم شد توی کامنت قبلم بگم نمک هم اضافه کنی!!![نیشخند] نمک فراموشت نشه.

بانوی فروردین

سلام! مرسی از کامنت خوبت...منم چند تا از پست هات رو خوندم و شیوه نوشتنت رو خیلی می پسندم...منم از آشنایی با شما خوشحالم :)

درخت ابدی

چقدر درس آشپزی داشت[لبخند] استفاده کردم. اما قبل از قطع کردن بگو داره غذام می‌سوزه.

م ا ه ی

غذا پختن بهترین اتفاق زندگی آدمه نمک که مگه میشه یادش بره آدم حتمن حواست جای دیگه بوده قبل از اینکه شروع کنی وسایلی که لازم داری و آماده کن و بچین و فک کن چیا باید بریزی توش اینجوری یادت نمیره