خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
در دل تاریکی

توی مترو مرد نابینایی کنارم ایستاده بود. به ایستگاه مقصد که رسیدم اون هم پیاده شد، عصای سفیدشو باز کرد و توی یه مسیر مستقیم حرکت کرد. توی جایی که باید می‌پیچید کمی مکث کرد و پیچید. به پله برقی که رسید آهسته در گوشش گفتم که اینجا پله برقیه، ولی انگار خودش میدونست. خیلی آروم پاشو روی پله گذاشت و به سمت بالا رفت. از پله‌ها که بالا میومدم چشمامو بستم، خواستم خودمو جای اون بذارم و برای لحظاتی نابینا بشم. توی اون چند ثانیه چقدر فکرای عجیب غریب به ذهنم خطور کرد. اینکه اگه نابینا باشم چجوری میتونم کارامو انجام بدم، چجوری راه برم، چجوری کتاب بخونم، چقدر طول میکشه عادت کنم!؟

البته بعضی وقتا از این کارا میکنم. توی خونه با چشم بسته راه میرم و بعضی کارارو انجام میدم، یا توی خیابون چند قدمی رو با چشمای بسته راه میرم. حتی پشت فرمون ماشین هم اینکارو انجام دادم که اگه یه موقع یهویی پشت ماشین کور شدم آمادگیشو داشته باشم!

نابینا بودن حس خوبی نداره، اینکه نتونی دنیا رو ببینی. اما دیدن فقط با چشم ممکن نیست، حتا اگه نابینا هم باشی با قلبت می‌تونی ببینی، با دستت میتونی لمس کنی و با گوش می‌تونی بشنوی و با تمام وجودت میتونی دنیای اطرافت رو حس کنی.

به بالای پله برقی که رسیدم ناخودآگاه چشمامو باز کردم و یه نگاه به اطرافم انداختم و ادامه‌ی مسیرمو رفتم...


[ تگ ها : درد دل یک سامورایی ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!