خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
زندگی و عقاید آقای سامورایی!

وقتی دلگیری و تنها...

وقتی حرف‌هایی که توی تنهایی به خودت می‌زنی از یه حدی بالاتر بره باید بترسی. بترسی از اینکه کسی نیست این حرفا رو بهش بزنی، کسی که بتونی اون حرفایی رو که فقط به خودت می‌زنی به اون هم بگی. اینجاست که میزنه به سرت و از همه چی دل می‌کَنی. توی پیله‌ی تنهاییت می‌شینی تا اون حرف‌هایی که فقط به خودت می‌تونی بگی رو مرور کنی. رادیو گوش میدی، آهنگهای بدون کلام گوش میدی، سودوکوهای سخت حل می‌کنی. موبایلتو برمیداری و از تمام گروههای اجتماعی نصب شده روی گوشیت خارج میشی تا از اون همه آدمی که نمی‌تونی حرفاتو بهشون بگی خداحافظی کنی. روبروی آینه می‌شینی و موهاتو بهم میریزی تا قیافه‌ت یه کم عوض بشه و از اون شکل همیشگی خارج بشی. به خودت زل میزنی، دستتو میذاری زیر چونه‌ت و شروع می‌کنی به صحبت کردن با خودت و تموم اون حرفهایی که توی دلته و نمی‌تونی به کسی بگی به تصویر خودت توی آینه می‌گی و از شرشون خلاص میشی.

حرفات که تموم شد، موهاتو شونه می‌زنی و بلند میشی میری زیر کتری رو روشن میکنی تا خودتو به یه چایی دعوت کنی و اگه حرفی مونده باشه به خودت بزنی!

غریبه‌های آشنا

اینجا غریبه زیاد داره، همه‌ی غریبه‌ها برای هم تازگی دارند. غریبه‌های جالبی که فقط چند لحظه می‌بینیشون و از کنارشون رد میشی. هر روز توی مترو آدم‌های غریبه‌ی جدیدی رو می‌بینم. غریبه‌هایی که بعضی وقتا به همدیگه زل می‌زنند. غریبه‌هایی که دائما سرشون در حال چرخیدنه و به غریبه‌های دیگه نگاه می‌کنند. غریبه‌هایی که یا سرشون توی گوشی موبایلشونه یا توی کتابشون. غریبه‌هایی که همیشه در حال پرسیدن آدرسن. غریبه‌هایی که توی شیشه‌ی بی‌روح مقابلشون طوری خیره شدن که انگار توش جدیدترین فیلم دنیا در حال اکرانه!

غریبه‌ها به همدیگه نیاز دارن، هرجایی باید پر از غریبه باشه، چون دانستن اینکه غریبه‌ها زیادن، تحمل غربت رو آسونتر می‌کنه*

فریاد خاموش!

بعضی وقتها حس می‌کنی خیلی نفرت انگیز شدی، بعضی وقتا حس می‌کنی خیلی دوست داشتنی هستی. بعضی وقتا هم حس میکنی نیاز داری با صدای بلند بخندی. حتما براتون پیش اومده که با خودتون نشستین و مثل دیوونه‌ها می‌زنین زیر خنده. بعضی وقتا هم احساس می‌کنی که باید داد بزنی. داد زدن آدم رو آروم می‌کنه. باید هم فقط سر خودت داد بزنی. من کلا آدم آرومی‌ام اما همه نیاز دارن بعضی وقتا داد بزنن تا اون انرژی نفهته‌ی درونیشون خالی بشه. گاهی اوقات که دوس دارم داد بزنم اما نمی‌تونم برم یه جای دور، همونجا کنار اتوبان شلوغ منتظر میشم تا یه اتوبوس پر سر و صدا از کنارم رد بشه و منم همون لحظه داد بزنم و بیصبرانه منتظر اتوبوس بعدی میشم. داد زدن مثل غذا خوردنه، مثل نفس کشیدنه، باید باشه وگرنه زنده نمی‌مونی...

 

جمله‌ای از بیل دربک*


[ تگ ها : درد دل یک سامورایی ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!