خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
انگار سالها بود می‌شناختمش

احساس نکردم اولین بار است که می‌بینمش. شادابی چشم‌هایش، قبل از هرچیزی به چشمم آمد و صدایی که از نم‌نم باران اردی‌بهشت، شفاف‌تر بود. غمی پنهان در چشم هایش موج می‌زد که فقط وقتی به آنها زل می‌زدم می توانستم بفهمم.

انگارسالها بود می‌شناختمش...

از همان نگاه اول که دیدمش فقط من حرف می‌زدم و او فقط لبخند می‌زد، و هر بار هم می‌گفتم تو حرف بزن، او فقط لبخند می‌زد، با لبهایش و چشمهایی که غمی پنهان لابلای سیاهی عمیقش بغض کرده بود.

تمام آنچه در دلم جمع شده بود گفتم، از درد تنهایی، از خستگی‌های هرروز و ازخیابان‌هایی که قدم زده بودم، و از بارانی که خیسی‌اش می‌ارزد به تمام دنیا...

گفتم و گفتم و او فقط لبخند می‌زد، کنار شاخه گلی که از باران به چشمهایش پناه برده بود.

من حرف می‌زدم، نگاه می‌کردم و او فقط لبخند می‌زد، بی هیچ حرفی... فقط گفت:

- « خوب مرا نگاه کن، شاید این آخرین دیدارت باشد...»

و این بار من ساکت شدم و او فقط لبخند می‌زد، با چشم‌هایی که غمی پنهان در آنها موج می‌زد.

او رفت و من زیر باران، خیابانهای خیس را قدم زدم و به این فکر می‌کردم که او هنوز دارد لبخند می‌زند، با چشم‌هایی که غمی عجیب در آنها پنهان است...


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!