خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
برش هایی از یک روز

اپیزود اول

دختر و پسر دست در دست هم و سرخوش از خیال های جورواجور لبه ی سیمانی پارک می نشینند و دخترک فال فروش، به سمت آنها می آید:

- خاله! این کفشارو الان خریدی؟ چقدر خوشگلن! میشه کفش قدیمیاتو به من بدی؟! تو که دیگه لازمشون نداری، میخوای چیکار؟!

و دختر، نایلونی را که کفش های قدیمی داخلش بود رو درمیاره و به دخترک میده. لبخندی روی لب دخترک میشینه و من نمیدونم این کوچولوی بیچاره کفش های کهنه را برای چه میخواهد، کفش هایی که مطمعنا خیلی بزرگتر از پاهای کوچک او هستند...

اپیزود دوم

ازدحام روی زمین را که رد میکنی میرسی به ازدحام زیرِ زمین! لابلای آدمهایی که در واگنی به اندازه یک قوطی بزرگ بیصبرانه منتظرند به مقصد برسند تا از شلوغی زیرِ زمین برگردند به خیابان هایی که باید هرچه تندتر قدم بزنی تا زودتر به جایی که میخواهی برسی و من اما آهسته قدم برمیدارم تا تفاوتی بین یک سامورایی با دیگران وجود داشته باشد!

اپیزود سوم

منتظر ایستاده ام، سر چهارراه با شاخه گلی قرمز در دست راستم و خیره به آدم هایی که یکی پس از دیگری با چهره هایی متفاوت از جلویم رد می شوند، اما در میان این چهره ها، آشنایی پیدا می شود و من منتظر همین چشمها هستم تا شاخه گل را روبرویش بگیرم و انعکاس آن را میان مردمک چشمهای روشنش ببینم. شاید این بهترین اتفاق امروز بود که فراموش کنم تهران، چقدر شلوغ است!

اپیزود چهارم

غروب آفتاب را از پشت آپارتمانهای سر به فلک کشیده، نمی شود دید اما می توانی حس بزنی چقدر می تواند زیبا باشد و دلت حتما برایش تنگ خواهد شد. هوا رو به تاریکی است و کوچه های باریک را یکی یکی می گذرانم تا به خانه برسم و بی خیال تمام دردهای دنیا، یک چای قندپهلو حالم را جا بیاورد و به این فکر کنم که فردا روز سخت تری خواهد بود اما من می توانم!


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!