خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
چترها را باید بست

ابرهای سیاه همه جا رو گرفتن. صبح که از خونه بیرون اومدم بارون نم نم می‌بارید، اما توی راه برگشت عشقبازی اسمون غافلگیرم کرد. بارون خیلی شدید شد. پیش خودم فکر کردم کاش ماشین رو آورده بودم اما دیدم حیفه که از این بارون استفاده نکنم، یه ماه دیگه حسرت همچین بارونی رو میخورم. پیاده راه افتادم به سمت خونه، بی‌اعتنا به بوق‌های وسوسه‌انگیز تاکسی‌ها و بی‌تفاوت به باد سردی که مو به تنم سیخ میکرد. زیر بارون، پای پیاده... قیافه‌ی خودم رو توی ذهنم مجسم می‌کنم، ناخوداگاه خندم می‌گیره، سراپا خیس شدم، آب بارون از سر و صورتم میچکه، ولی واقعن لذت بخشه و از این همه زیبایی لذت می‌برم.

یاد سالهای قبل از این میفتم، سالهایی که بچه بودم و از مدرسه که برمی‌گشتم، زیر بارون، کیفم رو میگرفتم روی سرم که خیس نشم و می دویدم، فکر میکردم اگر تندتر بدوم، کمتر خیس میشم! وقتی هم می‌رسیدم خونه کفشامو که خیس خیس بودن رو میذاشتم کنار بخاری نفتی تا واسه فردا صبح که می‌رم مدرسه هم خشک بشن و هم گرم بمونن...

توی این فکرا بودم که یه ماشین با سرعت میزنه توی چاله‌ِ کنارم و سراپای خیسم رو خیس‌تر میکنه، دیگه برام مهم نبود چقدر خیس بشم،گرچه میدونم تا دو سه روز بعدش از شدت سرماخوردگی و بیحالی جام توی رختخوابه ولی با این حال دل از بارون نمی‌کَنَم و راهمو میگیرم و میرم.

الان از اون وقتاس که دلم میخاد یه مزرعه‌ی آفتابگردان داشته باشم و روی صندلی توی ایوون بشینم و به قطره‌های بارون نگاه کنم!

باران لبریز از شعره، از عشق، از هر آنچه که خوبه. باران، لبریز از خداست... و فعلن همین بس که دارم از آخرین باران‌های زمستانی لذت می‌برم.


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!