خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
بر باد رفته

دوست وبلاگی عزیزم یک ذهن پریشان منو به یه بازی جالب دعوت کرده که از آرزوهایی که داشتم و بهشون رسیدم پرده برداری کنم.

کاش سئوال یه جور دیگه بود: آرزوهایی که داشتم و بهشون نرسیدم! چون تعداد آرزوهایی که دارم و هنوز به دست نیاوردمشون خیلی بیشتر هستن.

از آرزو گفتن همیشه سخته، چون یه چیزایی هستن که یه جورایی خصوصین و نمیشه همشونو گفت اما خُب این بار باید پرده برداری بشن.

میخوام از هفده هجده سالگی شروع کنم چون هر آرزویی قبل از این سن، یه خیال واهی بیش نیست.

درسم که تموم شد و کنکور دادم و اون چیزی رو که دوس نداشتم قبول شدم. استارت رو زدم و شروع کردم به درس خوندن... آرزو داشتم کامپیوتر بخونم اما نشد.

آخرای سال 85 بود که مجموعه شعرامو دادم به ارشاد برای گرفتن مجوز که بعد از حذف چنتا از شعرا، مجوز صادر شد و کتابم چاپ شد. خیلی هیجان انگیز بود ولی به علت توزیع نامناسب ناشر، اون استقبالی که انتظار داشتم از کتاب نشد هرچند که توی سایتها و چنتا از روزنامه‌ها به خوبی معرفی شد و جای بسی خوشحالی بود برام. آرزوی چاپ کتابم، خیلی قشنگ بود که بهش رسیدم.

سال 88 درسم تموم شد و باید میرفتم سربازی. با مدرک لیسانس آموزش ابتدایی، به عنوان سربازمعلم وارد مدارس عشایری و روستایی شدم و دو سال از بهترین سالهای عمرم رو با بچه های صاف و ساده و صمیمی روستایی گذروندم. یه معلم جوون و پرانرژی، دور از زندگی شلوغ شهری...

بعد از اتمام خدمت سربازی، یک سال دیگه هم توی سیستم موندم و داشتم به آرزوی زیبای معلم شدن می‌رسیدم اما دست تقدیر و پارتی نذاشت و از سیستم خارج شدم.

حالا داریم به سالهای اخیر نزدیک میشیم.

یه سامورایی جوون که دنبال کار میگرده!

آرزوی بزرگم رسیدن به یه کار ثابته که هم با روحیه‌ام سازگار باشه و هم حقوق کافی داشته باشه که این سالهای باقیمانده‌ی عمرمو باهاش سپری کنم و لذت یه مسافرت به دنیای زیبای اطرافم رو تجربه کنم! فعلن دارم با این آرزوی دور و دراز دست و پنجه نرم می‌کنم!

داشتن آرزو بد نیست، ینی آرزو باعث میشه که امیدوار بمونی و همیشه تلاش کنی ولی یه همت عالی میخواد و شانس و ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم باید دست در دست هم نهند به مهر...

و حالا در آستانه ی سی سالگی، داشتن سلامت جسمی و روحی، یه پدر و مادر خوب، یه وبلاگ که میشه همه‌ی حرفاتو بدون رودربایستی توش بزنی، دوستای مجازی که از هر چیزی برام حقیقی‌ترن، از بهترین چیزاییه که این روزا دارم.

این بود انشای من!

 

پ.ن: من هم سه نفر از دوستامو دعوت میکنم به این بازی

دختر ارغوانی

سرندیپیتی

نیم زن


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!