خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
گذشته ای که نگذشته

فکر کردن به گذشته همیشه برام عذاب آور بوده، نمیتونم بهش فکر نکنم، چون جزیی از زندگیمه و تأثیر زیادی روی روند زندگی فعلیم داشته. دوس دارم تمام حافظه ام پاک بشه تا هیچ خاطره ای از گذشته برام باقی نمونه و با خیال راحت به ادامه ی زندگیم بپردازم. این که میگن ما الان توی "حال" زندگی میکنیم و گذشته ها گذشته هم چرته، چون گذشته نه تنها بخش اعظم، بلکه تمام زندگی انسان رو تشکیل میده ، چون هرلحظه ای که از نفس کشیدنمون میگذره اسمش میشه "گذشته". با خودم میگم که شاید حقم بوده، شایدم یه مشاور خوب توی زندگی میتونست کمکم کنه اما ما از نسلی هستیم که فقط با محدودیت بزرگ شدیم، الان دنیا شده یه دهکده مجازی. حتا اگه یه بچه نتونه با والدینش مشورت کنه، هزارتا دوست مجازی داره که راحت میتونه باهاشون بحث کنه و حداقل یه تصمیم عاقلانه بگیره که وقتی بزرگ شد حسرت روزهای نوجوانیشو نخوره. روزهایی که توی دبیرستان با یه رشته ی ناجور و توی دانشگاه با بیهودگی تمام و توی سربازی با بیکاری هرچه تمامتر سپری شد. الان در آستانه‌ی سی سالگی دارم فکر میکنم به کجا رسیدم و میخام به کجا برسم؟!؟!

اشتباهات زیادی توی زندگی مرتکب شدم و شایدم تنها آرزوم اینه که یه ماشین زمان پیدا کنم و برم به زمانهایی که اون اشتباهات مزخرف و جبران ناپذیر رو مرتکب شدم و اصلاحشون کنم تا الان که دارم چوبشونو میخورم اینقدر اذیت نشم!

اینروزا دوس دارم خیلی کارها رو که مجبورم انجام بدم رو انجام ندم، مثلن رفتن به مراسم های نه چندان دلچسب عروسی، عزا و مهمونیهایی که برگزار میشه که فقط یه خرج اضافی روی دست صاحبخونه می ذاره. گشت و گذار با دوستام همیشه برام لذت بخش بوده اما چن روزیه که حال و حوصله اون کارو هم ندارم. نمیدونم برای شما هم پیش اومده یا نه اما خیلی چیزایی که جلوی چشمم هستن رو نمیتونم ببینم، امروز داشتم دربدر دنبال عینک آفتابیم میگشتم که بالاخره روی سرم پیداش کردم، یا خودکاری که پشت گوشم بود و اصلن متوجه نشدم!

تنهایی رو دوس ندارم، یا بهتره بگم ازش نفرت دارم اما اینروزا دوس دارم تنها باشم، دوس دارم یه ساعت به روبروم زُل بزنم و هیشکی دور و برم نباشه تا مزاحم زل زدنم نشه.

حرف واسه گفتن زیاده، تازه میخواستم این پست رو هم نذارم تا وقتی این آبها از آسیاب میفته! اما باید می نوشتم، فقط نوشتن میتونست آرومم کنه.


[ تگ ها : ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!