خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
گذر از رنج‌ها...

سامورایی تصمیم می‌گیرد بمیرد!

- نصفه شب از درد دندون از خواب می‌پری و هی به خودت می‌پیچی و کله‌تو فشار میدی. چنتا قرص مُسکن می‌خوری اما تا تأثیرشو بذاره دمار از روزگارت در میاد. به خودت قول میدی فردا صبح اولین کاری که میکنی اینه که بری دندونپزشکی و دندونتو از بیخ بکشی و بندازی دور!

- داری توی خیابون رانندگی می‌کنی، میخوای دنده رو عوض کنی، کلاچ رو فشار میدی که یه صدای تلق از زیر پات میاد و دنده هم دیگه جا نمیره. ماشین رو میکشی کنار خیابون و پارک می‌کنی. با هزار بدبختی بُکسلش می‌کنی تا دم تعمیرگاه، میری دنبال قطعه و وسیله، یه روز هم از کار بیکار میشی. به خودت می‌گی به محض اینکه ماشین تعمیر شد می‌برم میفروشمش و از شر تعمیرگاه و هزینه‌هاش راحت میشم.

- صبح که میرسی سر کار، از بالا و پایین کار میریزه سرت. وقت سر خاروندن نداری، اعصابت به هم می‌ریزه، همه هم عجله دارن و هر کسی یه چیزی میخاد. از اون روزهای گیر دادن رییس هم هست! کلافه میشی. به خودت میگی از فردا دیگه نمیام سر کار...

 پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته!

- یادت نمیاد کی خوابت برده که با صدای آلارم گوشی از خواب بیدار میشی. دیگه اثری از دندون درد نیست. فقط به خاطر قرص‌هایی که خوردی یه خورده گیج میزنی. بیدار میشی، لباساتو می‌پوشی و میزنی بیرون که بری سر کار، اصلنم یادت نیس که دندون‌درد چیه و دندونپزشکی کدوم وره!

- هزینه‌ی تعمیر ماشین رو میدی و می‌شینی پشت فرمون. پات رو روی کلاچ فشار میدی و می‌بینی چقدر نرم شده و راحت دنده‌ رو عوض می‌کنی. گاز میدی و از تعمیرگاه دور میشی و پشت سرتم نگاه نمیکنی. چنتا دور توی خیابونا میزنی و میندازی توی اتوبان و هی گاز میدی! چه کیفی داره ماشینی که تازه تعمیر کردی. مثل برق و باد میره... به خودت میگی ماشین به این راحتی و سرحالی رو چرا بفروشم؟!

- غروب شده، همه‌ی کارها رو به موقع تحویل دادی. همه رفتن و فقط خودت موندی توی اتاق. میری توی آبدارخونه و یه چایی می‌ریزی و از پنجره یه نگاهی به بیرون میندازی. یه نسیم خنک میاد توی اتاق و یه جرعه  چایی رو هورت می‌کشی! یه کم احساس خستگی می‌کنی ولی خب خیالت راحته که کاری واسه فردا نمونده و صبح می‌تونی با فراغ خاطر بیای سر کار...


[ تگ ها : یادداشت ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!