خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
دختری با موهای قرمز!

چند شبه یه دختر پای پنجره‌ی طبقه‌ی بالایی میاد و زارزار با صدای بلند گریه می‌کنه،یه بار پنجره رو باز کردم و یه نگاهی انداختم، میشه گفت نوجوون بود، سرشو از پنجره آورده بود بیرون و هق هق می‌زد.

همچین کاری میتونه دلایل مختلفی داشته باشه، شکست عشقی، بی‌محبتی والدین، پاس نشدن واحدها، بی‌محلی رفقا، خیانت طرف، و ... خیلی چیزای دیگه.

کاری ندارم چرا گریه میکنه، اونم همچین که دل سنگ رو آب میکنه، اونم جوری که اکثر همسایه‌ها اقلن یه بار مثل من سرشونو از پنجره آوردن بیرون و نگاش کردن.

ولی میخام بگم که چه دنیای عجیبی داریم، چرا اینجوری شدیم، چرا تا حالا به خودم این جرعت رو ندادم که همون موقع که سرمو از پنجره بیرون آوردم و نگاش کردم ازش بپرسم چرا گریه می‌کنی؟ کاری از دستم برمیاد؟ یا حتا ازش بپرسم چه مرگته که اینجوری زار می‌زنی؟

خب... البته پیش خودم فکر کردم شاید اونم یه جورایی منتظر شاهزاده با اسب سفیده که از آسمونا برسه و جواب منم نده! ولی اینبار دیگه شاید پرسیدم، امشب که صداشو نشنیدم، شاید دیگه هم نیاد پای پنجره و اینجوری گریه کنه، شایدم یکی دیگه ازش پرسیده و مشکلش حل شده، شاید ...


[ تگ ها : از همسایه‌ها ]
+
بیشعوری!!

هر انسانی...

هر انسانی توی زندگیش باید قبول کنه که یکبار،

تنها یک بار،

حداقل یک بار توی زندگیش بی‌شعور بوده!

 

 

پ.ن: البته بعضیا بیشتر از یکبار!


[ تگ ها : حس ]
+
کنسرت در پایان زمستان

کلید رو توی قفل می‌چرخونم و وارد خونه میشم. بدون اینکه لباسامو دربیارم روی تخت دراز میکشم، هندزفری هنوز توی گوشمه، چشامو می‌بندم، میخام به فردا فکر کنم اما یه چیزی منو پرت می‌کنه یه جای دیگه، یه چیزایی مثل فیلم از جلو چشمام رد میشه، یه گرمایی رو توی دستام حس می‌کنم...

من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم*

الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم

هوا خیلی سرد شده امروز، شالمو دور صورتم می‌پیچم و ها میکنم تا پوستم گرم بمونه، روی کوهها برف نشسته، اما توی شهر از برف خبری نیست. فقط سرمای خشک و سوز سرد، دیگه نمیتونم راه برم، یه تاکسی میگیرم و میشینم روی صندلی...

من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری

دو سه روز پیدام نشه تا ببینم چه حالی داری

روی صندلی کافه، کنار پنجره نشستم و بیرون رو نگاه می‌کنم. فنجون قهوه رو به هم میزنم، فکر کنم یه ده دقیقه‌ای هست دارم اینکار میکنم، فنجون رو بالا میارم و ..

من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم

انقَدَر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم

امروز چند بار بالا آوردم، حالم خوب نبود. فکر کنم به خاطر فست فودیه که ظهر خوردم، معدم با این چیزا سازگار نیست. اما نمیدونم چرا هوس کردم که از این آت آشغالا بخورم، صورتمو یه آب میزنم و میرم کنار پنجره یه کم هوا بخورم...

عاشق اون لحظه‌ام که پشت پنجره بشینم

حواست به من نباشه دزدکی تورو ببینم

تهران رو دود گرفته، کوهها اصن معلوم نیستن، قرار شده بارون بیاد و آلودگی رو بشوره ببره اما یه چیزایی هست که با بارون هم پاک نمیشن، فقط تازه‌تر میشن، زنده میشین، گلو رو فشار میدن...

من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام

کار و بار زندگی رو بذارم برای فردام

دستامو روی گوشم میذارم و فشار میدم، صدای ماشین‌های اتوبان خیلی آزاردهنده‌س، یادم باشه وقتی قرارداد خونه تموم شد دیگه اینجا نمونم، از همین حالا باید به فکر یه جای دیگه باشم، یه جای آروم، ساکت، از اینجا خسته شدم، کلافه‌م کردن...

من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافه‌م

بشینم یه گوشه‌ی دنج، موهای تورو ببافم

چشامو باز می‌کنم، همه جا تاریکه، نمیدونم چند ساعت خوابیدم. دوس ندارم از جام بلند شم، هندزفری رو از گوشم درمیارم و یه قلت میزنم و دوباره میخوابم!

 

..................................................

* عنوان پست، کتابی از اسماعیل کاداره

* متن ترانه‌ای از سیاوش قمیشی به اسم الکی


[ تگ ها : یادداشت ]
+
حساسیت

1)‌

- گریه می‌کنی؟

+ نع! حساسیت دارم.

- به چی؟

+ به پیاز توی آش!


2)

- گریه می‌کنی؟

+ نع!

- پس چرا چشات خیسه؟

+ حساسیت دارم

- به چی؟

+ به نخوابیدن!


3)

- گریه می‌کنی؟

+ نع! حساسیت دارم

- به چی؟

+ به زندگی!


[ تگ ها : حس ]
+
ضیافتی برای همه

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!