خانه | آرشيو | ايميل

سامورایی

درباره : دشوار نیست؛ مصمم باش و پیشرو، و همیشه چون نخستین دیدار فروتن باش.
پروفایل مدیر :سامورایی

امکانات و ابزارها


نوشته هاي پيشين
لينکدوني
موضوعات وبلاگ
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Persianblog.ir
Online Template Builder
دوستْ داشتن یا داشتنِ دوست؟! وات ایز یور فاز؟

در حال خوندن یه کتاب خوب هستی، یا داری یه غزل دلنشین می‌خونی، پای یه فیلم قشنگ نشستی و داری ازش لذت می‌بری، یه تابلوی نقاشی یا طراحی زیبا می‌بینی، توی اخبار یه خبر خوب ورزشی راجع به یه ورزشکار می‌شنوی، خبر یه دستاورد مهم پزشکی رو می‌شنوی، به یه ساختمون زیبا با یه طراحی منحصر به فرد می‌رسی، روی سردر سینما یه فیلم جدید از یه کارگردان معروف می‌بینی ...

اون لحظه چه حسی بهت دست میده؟ میری سراغ کارهای بعدیت و برات مهم نیست که لحظه‌ی قبل یه حس خوب بهت دست داده. یا اینکه دوست داشتی اون نویسنده، شاعر، بازیگر، نقاش، ورزشکار یا ... یکی از دوستهای صمیمی و نزدیکت بود و همون لحظه گوشی رو برمیداشتی بهش زنگ میزدی به خاطر این حس خوب تشکر میکردی.

بعضی وقتا ازین اتفاقا میفته، میخای که حس خوبتو با یه تشکر یا پیامک به خالق اون اثر شریک بشی.

فرق دوست داشتن یه هنرمند با داشتنِ یه دوست هنرمند همینه.

بگذریم!

داشتن یه دوست خوب توی زندگی هرکسی لازمه، دوستی که بتونی حرفای دلتو بدون هیچ دغدغه‌ای باهاش درمیون بذاری. بهرحال باید یکی باشه که حرفاتو بزنی.

من یه همچین دوستی دارم با سابقه‌ی دوستی طولانی، هرچند مدتیه کیلومترها از هم دور افتادیم اما از همین فاصله هم حرف برای گفتن زیاده.

اما خوب که فکر میکنم می‌بینم باز هم خیلی از حرفامو بهش نگفتم، خیلی از درد دل‌هایی که فقط خودم می‌دونم. اینجاست که معلوم میشه هیچکس محرم قطعی نیس. در سی و یک سالگی، داشتن یه دوست خوب لازمه اما اون روزی که بخای تمام حرفای دلتو باهاش درمیون بذاری هنوز نرسیده... شاید سی سال دیگه هم طول بکشه و اون روز نرسه. بهرحال یه حرفایی هست که فقط برای خودته!


[ تگ ها : یادداشت ]
+
رقص با موسیقی زمان

- اینروزا مهم‌ترین بحثی که مطرحه آلودگی هوای تهرانه. دیگه عادت کردم که آسمون پایتخت آبی نباشه. یه آسمون همیشه خاکستری که ابری نیس ولی دودآلوده... من سهممو برای تمیز کردن آسمون تهران دادم. ماشینمو فروختم، با مترو رفت و آمد می‌کنم و از آلاینده‌های خطرناک استفاده نمی‌کنم اما همچنان دارم توی این هوا نفس می‌کشم.

توی این دنیا هیچ چیزی عادلانه نیست : ))))))

- یه دوستی دارم که همیشه بر این اصل تاکید داره که هرچیزی رو اصلی و اورجینال تهیه کن تا کمکی بشه به تولید کننده‌ی اون محصول. مدتیه دارم سریال شهرزاد رو که خیلی تعریف ازش شنیدم هفته به هفته میخرم اما هنوز دریغ از دیدن یک قسمتش! فکر کنم باید خریدشو متوقف کنم تا وقتی که حداقل تونستم چند قسمت اولشو ببینم که اصلا به درد بخور هست یا نه! یا فقط پولمو دارم میریزم جیب تهیه کننده محترم. امیدوارم عاقتبش مثل سریالهایی که قبلن دنبال میکردم و نیمه تموم موندن نشه، سریالهایی مثل قهوه تلخ ، انقلاب ، وایکینگها و ...

- دارم درس میخونم. بعد از مدتها به فکر افتادم که سطح تحصیلاتمو ارتقا بدم و توی اون رشته‌ای که بهش علاقمندم ادامه تحصیل بدم. احتمال موفقیتم زیاده چون استرس اینکه قبول نشم و اگه قبول نشم چی میشه رو ندارم. درس خوندن که دلی بشه احتمال موفقیتش هم میره بالا. اینم یه جورشه دیگه!

- تنها فرصتی که برای مطالعه غیردرسی دارم و مخصوصا برای رمان‌ها و کتابهایی که نخونده موندن دو ساعتیه که توی مترو مسیر رفت و برگشت رو طی می‌کنم. خیلی فرصت مناسبیه برای کتاب خوندن. درسته بعضی وقتا خستگی و خواب آلودگی امون نمیده کتاب رو از توی کوله دربیارم ولی خب بعضی وقتا هم هست که انرژی لازم برای مطالعه وجود داره مخصوصن وقتی که کتابش محشر باشه.

- اینروزا خیلی کم میام نت. معمولن اخبار رو از کانالهای مختلف تلگرام که خیلی سریع به دستم میرسن دنبال میکنم. توییتر فارسی هم یه کانال زده که توییتهای تاپ رو میفرسته رو کانال. خیلی کم فرصت میشه به وبلاگ دوستان سر بزنم. کاش یه کانالی هم درست میشد که مطالب توی وبلاگها رو می‌فرستاد. آدم که تنبل میشه همینجوریه دیگه.


[ تگ ها : یادداشت ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!